baptizes

[ایالات متحده]/ˈbæptəˌaɪz/
[بریتانیا]/ˈbæpˌtaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور رسمی کسی را به یک کلیسای مسیحی با ریختن یا پاشیدن آب بر روی آن‌ها به عنوان یک مراسم مذهبی پذیرش کردن.

جملات نمونه

he baptizes his children every year.

او فرزندان خود را هر سال غسل تعمید می‌دهد.

the priest baptizes new members of the church.

کشیش اعضای جدید کلیسا را غسل تعمید می‌دهد.

she baptizes her pets as a fun tradition.

او حیوانات خانگی خود را به عنوان یک سنت سرگرم کننده غسل تعمید می‌دهد.

they baptize in the river during the summer.

آنها در طول تابستان در رودخانه غسل تعمید می‌دهند.

the ceremony baptizes infants and welcomes them to the community.

این مراسم نوزادان را غسل تعمید می‌دهد و آنها را به جامعه خوش آمد می‌گوید.

he baptizes his friends as a symbol of friendship.

او دوستان خود را به عنوان نمادی از دوستی غسل تعمید می‌دهد.

the church organizes events where they baptize new believers.

کلیسا رویدادهایی را سازماندهی می‌کند که در آنها افراد جدید را غسل تعمید می‌دهند.

she baptizes the new baby with her family present.

او نوزاد جدید را با حضور خانواده‌اش غسل تعمید می‌دهد.

they baptize in a special service held once a month.

آنها در یک مراسم ویژه که ماهی یک بار برگزار می‌شود، غسل تعمید می‌دهند.

he baptizes the new members during the annual festival.

او اعضای جدید را در طول جشنواره سالانه غسل تعمید می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید