They christened the baby John.
آنها اسم نوزاد را جان گذاشتند.
christened the kitten “Snowball.”
آنها اسم توله گربه را «برف» گذاشتند.
They christened their second child Maria.
آنها اسم فرزند دوم خود را ماریا گذاشتند.
Tony was christened Antony.
اسم تونی آنتونی گذاشته شد.
the floral motifs are appliquéd to christening robes.
الگوهای گلدار به لباسهای تعمید دوخته شدهاند.
The new ship was christened before it was launched.
کشتی جدید قبل از پرتاب نامگذاری شد.
christened the new car by going for a drive.
آنها اسم ماشین جدید را با یک رانندگی نامگذاری کردند.
In western countries the baby is usually christened by the priest.
در کشورهای غربی، معمولاً نوزاد توسط کشیش نامگذاری میشود.
baptize; brand; call; characterize; christen; define; denominate; depict; describe; determine; distinguish; establish; fix;
تعمید؛ علامتگذاری؛ صدا زدن؛ مشخص کردن؛ نامگذاری؛ تعریف کردن؛ نامگذاری کردن؛ به تصویر کشیدن؛ شرح دادن؛ تعیین کردن؛ تمایز قائل شدن؛ ایجاد کردن؛ ثابت کردن;
Equipped with a Corellian JumpMaster 5000 christened the Punishing One, Dengar was a one-man judge, jury and executioner tracking down criminals of the New Order.
مجهز به Corellian JumpMaster 5000 که Punishing One نام داشت، Dengar یک قاضی، هیئت منصفه و جلاد یک نفره بود که جنایتکاران نظم جدید را تعقیب میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید