baranduki

[ایالات متحده]/bəˈrænˌdʊkɪ/
[بریتانیا]/bərənˈduːki/

ترجمه

n. نوعی جوندۀ کوچک که به عنوان سنجاب چینی یا موش گل نیز شناخته می‌شود.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

baranduki coffee shop

کافه خیابان باراندوکی

baranduki street festival

جشنواره خیابانی باراندوکی

جملات نمونه

baranduki is a unique type of bird.

باراندوکی یک نوع پرنده منحصر به فرد است.

many people love to watch baranduki in the wild.

بسیاری از مردم عاشق تماشای باراندوکی در طبیعت وحشی هستند.

baranduki often build their nests in tall trees.

باراندوکی اغلب لانه‌های خود را در درختان بلند می‌سازد.

the baranduki's song is very melodious.

آهنگ باراندوکی بسیار دلنشین است.

we spotted a baranduki during our hike.

ما یک باراندوکی را در حین پیاده‌روی خود دیدیم.

baranduki are known for their vibrant colors.

باراندوکی به خاطر رنگ‌های زنده خود مشهور هستند.

conservation efforts are important for the baranduki.

تلاش‌های حفاظتی برای باراندوکی مهم است.

baranduki can be found in tropical forests.

باراندوکی را می‌توان در جنگل‌های استوایی یافت.

many photographers seek to capture baranduki in their natural habitat.

بسیاری از عکاسان به دنبال ثبت باراندوکی در زیستگاه طبیعی خود هستند.

baranduki play a crucial role in their ecosystem.

باراندوکی نقش مهمی در اکوسیستم خود ایفا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید