doorstop

[ایالات متحده]/ˈdɔːstɒp/
[بریتانیا]/ˈdɔrˌstɑp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی که برای نگه داشتن در باز یا بسته استفاده می‌شود؛ شیء‌ای که از باز شدن بیش از حد در جلوگیری می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

doorstop prop

توقف درب

doorstop wedge

پهنای توقف درب

heavy doorstop

توقف درب سنگین

rubber doorstop

توقف درب لاستیکی

doorstop design

طراحی توقف درب

doorstop holder

نگهدارنده توقف درب

decorative doorstop

توقف درب تزئینی

wooden doorstop

توقف درب چوبی

doorstop solution

راه حل توقف درب

portable doorstop

توقف درب قابل حمل

جملات نمونه

she used a doorstop to keep the door open during the meeting.

او از یک توقف درب برای باز نگه داشتن درب در طول جلسه استفاده کرد.

the heavy doorstop prevented the door from slamming shut.

توجه درب سنگین مانع از بستن درب شد.

he found a cute doorstop shaped like a cat.

او یک توقف درب بامزه به شکل گربه پیدا کرد.

doorstops can be both functional and decorative.

توقف درب می تواند هم کاربردی و هم تزئینی باشد.

the doorstop was made of rubber to avoid scratching the floor.

توجه درب از لاستیک ساخته شده بود تا از خراشیدن کف جلوگیری شود.

she placed a doorstop in front of the door to keep it ajar.

او یک توقف درب را جلوی درب قرار داد تا آن را کمی باز نگه دارد.

he kicked the doorstop aside when he entered the room.

وقتی وارد اتاق شد، او توقف درب را کنار زد.

during the storm, the doorstop kept the door secure.

در طول طوفان، توقف درب درب را ایمن نگه داشت.

they bought a new doorstop to match their home decor.

آنها یک توقف درب جدید برای مطابقت با دکوراسیون خانه خود خریدند.

the doorstop was too light and kept sliding away.

توجه درب خیلی سبک بود و مدام سر می خورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید