barbarization

[ایالات متحده]/bɑːrbərɪzˈeɪʃən/
[بریتانیا]/ˌbɑːrbəˌraɪzeɪʃən/

ترجمه

n. فرایند وحشی‌تر یا غیرمتمدن‌تر شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

barbarization of culture

غارت فرهنگی

resistance to barbarization

مقاومت در برابر تهاجم و ویرانی فرهنگ

preventing barbarization

جلوگیری از ویرانی و تخریب فرهنگ

signs of barbarization

نشانه های ویرانی و تخریب فرهنگ

accelerated barbarization

تسریع روند ویرانی و تخریب فرهنگ

barbarization and decline

تهاجم و ویرانی فرهنگ و نزول

barbarization in society

تهاجم و ویرانی فرهنگ در جامعه

جملات نمونه

the barbarization of society can lead to increased violence.

باربرسازی جامعه می‌تواند منجر به افزایش خشونت شود.

some argue that barbarization is a result of cultural decline.

برخی استدلال می‌کنند که باربرسازی نتیجهٔ افول فرهنگی است.

barbarization threatens the values of civilization.

باربرسازی ارزش‌های تمدن را تهدید می‌کند.

education is key to preventing the barbarization of youth.

آموزش برای جلوگیری از باربرسازی جوانان کلیدی است.

the documentary explored the theme of barbarization in modern times.

مستند به بررسی موضوع باربرسازی در زمان‌های معاصر پرداخت.

barbarization can occur in times of political instability.

باربرسازی می‌تواند در زمان‌های ناآرامی سیاسی رخ دهد.

efforts to combat barbarization are essential for social progress.

تلاش برای مقابله با باربرسازی برای پیشرفت اجتماعی ضروری است.

barbarization often results in the loss of cultural heritage.

باربرسازی اغلب منجر به از دست رفتن میراث فرهنگی می‌شود.

many historians study the causes of barbarization throughout history.

بسیاری از مورخان علل باربرسازی را در طول تاریخ مطالعه می‌کنند.

barbarization can be seen in the rise of extremist ideologies.

می‌توان باربرسازی را در ظهور ایدئولوژی‌های افراطی مشاهده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید