barbarizations

[ایالات متحده]/bɑːrbəˌraɪzeɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌbɑːr bərəˌraɪz eɪʃən z/

ترجمه

n. عمل یا فرآیند تبدیل چیزی به بربریت؛ وضعیت بربریت بودن.

جملات نمونه

barbarizations often occur during periods of social upheaval.

غبارزدگی‌ها اغلب در دوره‌های آشفتگی اجتماعی رخ می‌دهند.

the consequences of barbarizations can be devastating for cultures.

عواقب غبارزدگی‌ها می‌تواند برای فرهنگ‌ها ویرانگر باشد.

historians study the barbarizations that occurred in ancient civilizations.

تاریخ‌نگاران غبارزدگی‌هایی را که در تمدن‌های باستانی رخ داده‌اند، مطالعه می‌کنند.

barbarizations can lead to the loss of traditional values.

غبارزدگی‌ها می‌توانند منجر به از دست رفتن ارزش‌های سنتی شوند.

efforts to prevent barbarizations are crucial for cultural preservation.

تلاش برای جلوگیری از غبارزدگی‌ها برای حفظ فرهنگ بسیار مهم است.

many societies have faced barbarizations throughout history.

بسیاری از جوامع در طول تاریخ با غبارزدگی‌ها روبرو شده‌اند.

barbarizations can disrupt social harmony and stability.

غبارزدگی‌ها می‌توانند هماهنگی و ثبات اجتماعی را مختل کنند.

the rise of barbarizations often correlates with economic decline.

ظهور غبارزدگی‌ها اغلب با رکود اقتصادی همبستگی دارد.

education plays a key role in combating barbarizations.

آموزش نقش کلیدی در مبارزه با غبارزدگی‌ها دارد.

barbarizations can manifest in various forms, including violence.

غبارزدگی‌ها می‌توانند به شکل‌های مختلف، از جمله خشونت، ظاهر شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید