brutalization

[ایالات متحده]/ˌbrʊtəlɪˈzeɪʃən/
[بریتانیا]/ˌbruːtəlɪˈzeɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. روند تبدیل کردن چیزی یا کسی به خشن و پرخاشگر.

عبارات و ترکیب‌ها

brutalization process

فرآیند تحقیر

brutalization effects

اثرات تحقیر

brutalization tactics

تاکتیک‌های تحقیر

brutalization methods

روش‌های تحقیر

brutalization impact

تاثیر تحقیر

brutalization strategies

استراتژی‌های تحقیر

brutalization cycle

چرخه تحقیر

brutalization narrative

داستان تحقیر

brutalization phenomena

پدیده‌های تحقیر

brutalization culture

فرهنگ تحقیر

جملات نمونه

the brutalization of society can lead to increased violence.

خشونت بیشتر می‌تواند ناشی از تحقیر و بی‌رحمی جامعه باشد.

we must address the brutalization of children in conflict zones.

ما باید به مسئله تحقیر و بی‌رحمی کودکان در مناطق جنگ‌زده رسیدگی کنیم.

brutalization often stems from systemic oppression.

تحقیر و بی‌رحمی اغلب از ستم سیستماتیک نشأت می‌گیرد.

the film depicts the brutalization of soldiers during war.

فیلم، تحقیر و بی‌رحمی سربازان در جنگ را به تصویر می‌کشد.

brutalization can have long-lasting effects on mental health.

تحقیر و بی‌رحمی می‌تواند اثرات طولانی‌مدت بر سلامت روان داشته باشد.

efforts to combat the brutalization of society are essential.

تلاش برای مبارزه با تحقیر و بی‌رحمی جامعه ضروری است.

the brutalization of animals is a serious ethical issue.

تحقیر و بی‌رحمی حیوانات یک مسئله اخلاقی جدی است.

brutalization can desensitize individuals to violence.

تحقیر و بی‌رحمی می‌تواند افراد را نسبت به خشونت بی‌تفاوت کند.

activists are fighting against the brutalization of the environment.

فعال‌ها در حال مبارزه با تحقیر و بی‌رحمی محیط زیست هستند.

education can help prevent the brutalization of future generations.

آموزش می‌تواند به جلوگیری از تحقیر و بی‌رحمی نسل‌های آینده کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید