bareback

[ایالات متحده]/'beəbæk/
[بریتانیا]/'bɛrbæk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون زین
adv. بدون زین

جملات نمونه

She enjoys bareback horse riding.

او از سوارکاری بدون زین لذت می برد.

The circus performer did a bareback routine.

هنرمند سیرک یک برنامه سوارکاری بدون زین اجرا کرد.

They went bareback riding on the beach.

آنها سوارکاری بدون زین را در ساحل انجام دادند.

Bareback riding requires balance and skill.

سوارکاری بدون زین نیاز به تعادل و مهارت دارد.

He attempted bareback bronc riding for the first time.

او برای اولین بار سعی کرد سوارکاری بدون زین با اسب برونک را انجام دهد.

The bareback rider performed daring stunts.

مسابقه‌دهنده سوارکاری بدون زین حرکات نمایشی جسورانه ای انجام داد.

Bareback riding can be exhilarating but risky.

سوارکاری بدون زین می تواند هیجان انگیز اما خطرناک باشد.

She trained for months to master bareback riding.

او برای تسلط بر سوارکاری بدون زین ماه ها تمرین کرد.

The cowboy demonstrated his bareback riding skills.

کاوگ boy مهارت های سوارکاری بدون زین خود را نشان داد.

Bareback riding is a traditional form of horsemanship.

سوارکاری بدون زین یک شکل سنتی سوارکاری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید