barebacked

[ایالات متحده]/ˈbɛərˌbækɪd/
[بریتانیا]/ˈberˌbakɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون زین; سوار شدن بدون زین.

عبارات و ترکیب‌ها

barebacked riding

اسب‌سواری بدون زین

ride barebacked

اسب‌سواری بدون زین

barebacked horse racing

مسابقه اسب‌سواری بدون زین

a barebacked steed

اسبی بدون زین

barebacked and fearless

بی‌زین و بی‌بدیل

جملات نمونه

they decided to go barebacked during their ride.

آنها تصمیم گرفتند در طول سواری خود بدون زین سوار شوند.

he prefers to ride barebacked for a closer connection with the horse.

او ترجیح می‌دهد برای ارتباط نزدیک‌تر با اسب بدون زین سوار شود.

riding barebacked can be more challenging but also more rewarding.

سوار شدن بدون زین می‌تواند چالش‌برانگیزتر اما همچنین پاداش‌بخش‌تر باشد.

she learned to balance while riding barebacked.

او یاد گرفت در حالی که سوار بر زین بدون زین تعادل برقرار کند.

he enjoys the freedom of riding barebacked along the beach.

او از آزادی سوار شدن بدون زین در امتداد ساحل لذت می‌برد.

they often practice barebacked riding in the summer.

آنها اغلب سوارکاری بدون زین را در تابستان تمرین می‌کنند.

many experienced riders feel comfortable going barebacked.

بسیاری از سوارکاران با تجربه احساس راحتی می‌کنند که بدون زین سوار شوند.

she felt exhilarated after riding barebacked for the first time.

او بعد از اولین بار سوار شدن بدون زین احساس سرخوشی کرد.

riding barebacked requires a good understanding of the horse's movements.

سوار شدن بدون زین نیاز به درک خوبی از حرکات اسب دارد.

he taught her how to control the horse while riding barebacked.

او به او یاد داد که چگونه در حین سوار شدن بدون زین اسب را کنترل کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید