bareboating

[ایالات متحده]/beəbəʊt/
[بریتانیا]/berˌboʊt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قایقی که بدون خدمه یا تجهیزات اجاره داده می‌شود.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

bareboat charter

اجاره بدون خدمه

bareboat sale

فروش بدون خدمه

bareboat agreement

قرارداد بدون خدمه

bareboat operation

نظارت بدون خدمه

bareboat yacht

قایق بادبانی بدون خدمه

bareboat insurance

بیمه بدون خدمه

bareboat vessel

کشتی بدون خدمه

bareboat delivery

تحویل بدون خدمه

bareboat rental

اجاره بدون خدمه

جملات نمونه

we decided to go on a bareboat charter for our vacation.

ما تصمیم گرفتیم برای تعطیلات خود یک چارتر بدون خدمه اجاره کنیم.

she has experience in managing bareboat rentals.

او تجربه مدیریت اجاره قایق‌های بدون خدمه را دارد.

he prefers a bareboat option for more freedom at sea.

او ترجیح می‌دهد برای آزادی بیشتر در دریا، گزینه بدون خدمه را انتخاب کند.

they offer a variety of bareboat sailing experiences.

آنها انواع تجربیات قایق‌سواری بدون خدمه را ارائه می‌دهند.

before you sail, ensure you understand bareboat requirements.

قبل از حرکت، اطمینان حاصل کنید که الزامات قایق‌سواری بدون خدمه را درک می‌کنید.

we booked a bareboat yacht for the weekend.

ما یک قایق تفریحی بدون خدمه را برای آخر هفته رزرو کردیم.

many sailors enjoy the adventure of bareboat cruising.

بسیاری از قایقرانان از ماجراجویی قایق‌سواری بدون خدمه لذت می‌برند.

she completed a course on bareboat sailing techniques.

او یک دوره آموزشی در مورد تکنیک‌های قایق‌سواری بدون خدمه گذراند.

choosing a bareboat can save you money on crew costs.

انتخاب یک قایق بدون خدمه می‌تواند در هزینه‌های خدمه به شما صرفه‌جویی کند.

they enjoyed a week of bareboat sailing in the caribbean.

آنها از یک هفته قایق‌سواری بدون خدمه در دریای کارائیب لذت بردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید