barflies

[ایالات متحده]/bɑːrflaɪ/
[بریتانیا]/ˈbɑrˌflaɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که به میخانه‌ها می‌رود، اغلب به طور افراطی.

عبارات و ترکیب‌ها

a familiar barfly

یک مشتری постоянный آشنا

the local barfly

مشتری постоянный محلی

a lonely barfly

یک مشتری постоянный تنها

جملات نمونه

he is a regular barfly at the local pub.

او یک مشتری دائمی بار در pub محلی است.

as a barfly, she knows all the bartenders.

به عنوان یک مشتری بار، او همه bartenders را می‌شناسد.

the barfly spent hours chatting with strangers.

مشتری بار ساعت‌ها با غریبه‌ها گپ می‌زد.

being a barfly can lead to interesting stories.

بودن یک مشتری بار می‌تواند منجر به داستان‌های جالب شود.

he enjoys the nightlife as a barfly.

او از زندگی شبانه به عنوان یک مشتری بار لذت می‌برد.

she often observes the crowd as a barfly.

او اغلب به عنوان یک مشتری بار جمعیت را زیر نظر دارد.

many barflies have their favorite drinks.

بسیاری از مشتریان بار نوشیدنی مورد علاقه خود را دارند.

the barfly shared tales of his adventures.

مشتری بار داستان‌های ماجراهای خود را به اشتراک گذاشت.

he became friends with other barflies over time.

او در طول زمان با سایر مشتریان بار دوست شد.

the barfly was well-known in the neighborhood.

مشتری بار در محله به خوبی شناخته شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید