baring

[ایالات متحده]/'bεəriŋ/
[بریتانیا]/ˈbɛrɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افشای، حفاری
v. برداشتن؛ افشای

عبارات و ترکیب‌ها

baring all

نمایش همه

baring your soul

نشان دادن روح خود

bare it all

همه را نشان بده

bared teeth

دندان‌های نمایان

bared emotions

احساسات نمایان

جملات نمونه

bared their heads; baring secrets.See Synonyms at strip 1

سر خود را نمایان کردند؛ افشای رازها. به مترادف‌ها در strip 1 مراجعه کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید