barmaiding

[ایالات متحده]/ˈbɑːmeɪd/
[بریتانیا]/ˈbɑːrmeɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کارمند زن که نوشیدنی‌ها را به مشتریان در یک بار سرو می‌کند.

جملات نمونه

a barmaid rushed forward to mop up the spilt beer.

یک پیشخدمت زن به سرعت جلو آمد تا آب جویده شده را پاک کند.

there's no one there except the barmaid, and she's a bit off.

هیچ کس آنجا نیست جز پیشخدمت زن، و او کمی عجیب است.

More damningly, says Heartland veteran and former Roppongi barmaid Eriko Masabuchi, it has gone "image down".

به گفته اریکو ماسابوچی، یک جانباز هتلند و پیشخدمت زن سابق روپونگی، "تصویر به پایین رفته است".

Sue called to the barmaid, "Oh, it was a glass of Liebfraumilch," and lived to work another day.

سوز با صدای بلند به پیشخدمت زن گفت: "وای، یک لیوان لیبفراومیلش بود." و برای کار کردن یک روز دیگر زنده ماند.

The barmaid served drinks to the customers.

پیشخدمت زن نوشیدنی ها را به مشتریان ارائه داد.

The barmaid greeted everyone with a smile.

پیشخدمت زن با لبخند به همه خوشامد گفت.

The barmaid poured a pint of beer for the customer.

پیشخدمت زن یک پینت آبجو برای مشتری ریخت.

The barmaid wiped down the bar counter.

پیشخدمت زن پیشخوان بار را تمیز کرد.

The barmaid took orders from the patrons.

پیشخدمت زن سفارش ها را از مشتریان گرفت.

The barmaid chatted with regulars at the bar.

پیشخدمت زن با مشتریان دائمی در بار گپ زد.

The barmaid recommended a cocktail to the customer.

پیشخدمت زن یک کوکتل به مشتری توصیه کرد.

The barmaid cleared empty glasses from the tables.

پیشخدمت زن لیوان های خالی را از روی میزها برداشت.

The barmaid handled cash transactions at the register.

پیشخدمت زن تراکنش های نقدی را در صندوق ثبت می کرد.

The barmaid restocked the bar with bottles of liquor.

پیشخدمت زن بار را با بطری های مشروب دوباره پر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید