the waitress appeared with refills.
خدمتکار با نوشیدنیهای جایگزین ظاهر شد.
A waitress came in, carrying tea on a tray.
یک گارسون وارد شد و چای را در یک سینی حمل می کرد.
at breakfast, a dozy waitress brings the wrong things.
در صبحانه، یک گارسون خواب آلود اشتباهات زیادی مرتکب شد.
The waitresses are all done up in costumes.
همه ظرففروشان لباسهای زیبا به تن دارند.
A waitress arrived with the wine they had ordered.
یک ظرففروشان با نوشیدنی که سفارش داده بودند رسید.
The new waitress dropped the dish on the floor, and it broke into fragments.
ظرففروشان جدید ظرف را روی زمین انداخت و به تکه تکه شکست.
While she was a student she had to work as a waitress in order to pay her way.
در حالی که او دانشجو بود، مجبور بود به عنوان ظرففروشان کار کند تا بتواند هزینه تحصیل خود را پرداخت کند.
Her husband often knocked about with the waitresses and that made her annoyed.
همسرش اغلب با ظرففروشان معاشرت میکرد و این باعث ناراحتی او میشد.
The manager of the restaurant has trained the waitress to serve correctly at table.
مدیر رستوران به گارسون آموزش داده است که به درستی در کنار میز سرویس کند.
He casually waved over the waitress and settled the bill.
او به طور غیررسمی با اشاره به گارسون، صورتحساب را پرداخت کرد.
After paying the application fee, the waitress directed her to grabble into a three-temperatured oven.
پس از پرداخت هزینه درخواست، ظرففروشان به او دستور داد تا به داخل یک فر با سه درجه حرارت برود.
Miranda thought the waitress considered her as a sad pathic person who eats the same things nearly every night.
ميراندا فکر میکرد ظرففروشان او را به عنوان یک فرد غمگین و آسیبپذیر میداند که تقریباً هر شب همان غذاها را میخورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید