barmier

[ایالات متحده]/bɑːmɪər/
[بریتانیا]/BARM-yer/

ترجمه

adj. بیشتر دیوانه یا عجیب و غریب

جملات نمونه

his jokes were barmier than ever.

نکات خنده‌دار او از همیشه عجیب‌تر بودند.

she has a barmier sense of humor.

او حس شوخ طبعی عجیب‌تری دارد.

that movie was barmier than i expected.

آن فیلم از آنچه انتظار داشتم عجیب‌تر بود.

his ideas are often barmier than practical.

ایده‌های او اغلب عجیب‌تر از عملی هستند.

the party got barmier as the night went on.

همانطور که شب پیش می‌رفت، مهمانی عجیب‌تر می‌شد.

she told a barmier story than the last one.

او داستانی عجیب‌تر از آخرین داستان تعریف کرد.

his barmier antics always entertain the crowd.

رفتارهای عجیب او همیشه جمعیت را سرگرم می‌کند.

we had a barmier discussion about aliens.

ما در مورد موجودات فضایی بحثی عجیب داشتیم.

the barmier the idea, the more we liked it.

هرچه ایده عجیب‌تر بود، ما بیشتر آن را دوست داشتیم.

her barmier personality makes her stand out.

شخصیت عجیب او باعث می‌شود از دیگران متمایز شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید