wiser

[ایالات متحده]/[ˈwaɪzə]/
[بریتانیا]/[ˈwaɪzər]/

ترجمه

adj. دارای یا نشان دادن تجربه، دانش یا قضاوت خوب بیشتر از گذشته؛ بیشتر تجربه یا دانش دار.
adv. به شیوه ای خردمندانه تر؛ خردمندانه تر.

عبارات و ترکیب‌ها

wiser now

اکنون باهوش‌تر

get wiser

باهوش‌تر شو

much wiser

بیشتر باهوش‌تر

being wiser

در حال شدن باهوش‌تر

wiser choice

انتخاب باهوش‌تر

seem wiser

به نظر باهوش‌تر می‌رسد

feel wiser

احساس باهوش‌تر کن

grow wiser

رشد باهوش‌تر

wiser person

شخص باهوش‌تر

act wiser

عمل باهوش‌تر

جملات نمونه

with experience, she grew wiser about managing her finances.

با تجربه، او در مورد مدیریت مالی خود بیشتر درک کرد.

he hoped to learn from his mistakes and become wiser.

او امید داشت از خطاها خود یاد بگیرد و بیشتر درک کند.

the older she got, the wiser she seemed to become.

هرچه بزرگتر می‌شد، به نظر می‌رسید بیشتر درک می‌کند.

it would be wiser to save the money for a rainy day.

بیشتر درک کردن این است که پول را برای روز بارانی ذخیره کنید.

i'm not sure if i'm wiser after all this, but i've learned a lot.

مطمئن نیستم که بعد از همه این‌ها بیشتر درک کرده‌ام، اما چیز زیادی یاد گرفته‌ام.

it's often wiser to listen than to speak immediately.

معمولاً بیشتر درک کردن این است که گوش دهید به جای فوراً صحبت کردن.

he gave wiser advice than i ever could.

او مشورتی بیشتر درک داد که من هرگز نمی‌توانستم.

she made a wiser decision than her colleagues.

او تصمیمی بیشتر درک گرفت از همکارانش.

a wiser course of action would be to consult an expert.

روش بیشتر درک کردن این است که از یک متخصص مشورت بگیرید.

he seemed wiser after traveling the world.

پس از سفر در سراسر جهان، او به نظر می‌رسید بیشتر درک کرده‌است.

it's wiser to plan ahead than to react later.

بیشتر درک کردن این است که پیش‌بینی کنید به جای پس از آن واکنش نشان دهید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید