barmkin

[ایالات متحده]/bɑːrˈkɪn/
[بریتانیا]/bɑːrkən/

ترجمه

n. دیوار خارجی یک قلعه، به ویژه دیواری که تقویت شده باشد. (باستانی)
Word Forms
جمعbarmkins

عبارات و ترکیب‌ها

barmkin of knowledge

بَرمکین دانش

barmkin of comfort

بَرمکین آسایش

barmkin of solitude

بَرمکین تنهایی

barmkin of memories

بَرمکین خاطرات

a cozy barmkin

یک بَرمکین دنج

جملات نمونه

the barmkin was a safe haven for the villagers.

بارمکین یک پناهگاه امن برای اهالی دهکده بود.

during the festival, the barmkin was decorated with colorful banners.

در طول جشنواره، بارمکین با بنرهای رنگارنگ تزئین شده بود.

the old barmkin stood tall against the storm.

بارمکین قدیمی در برابر طوفان سرسختانه ایستاد.

children played near the barmkin, enjoying their freedom.

کودکان در نزدیکی بارمکین بازی می‌کردند و از آزادی خود لذت می‌بردند.

the history of the barmkin fascinated the tourists.

تاریخچه بارمکین گردشگران را مجذوب خود کرد.

they built a barmkin to protect their livestock from predators.

آنها یک بارمکین ساختند تا دام‌های خود را از حیوانات درنده محافظت کنند.

the barmkin served as a refuge during times of conflict.

بارمکین در زمان جنگ به عنوان پناهگاهی خدمت می‌کرد.

legends about the barmkin were passed down through generations.

افسانه هایی درباره بارمکین نسل به نسل منتقل می شد.

the architect designed the barmkin with sturdy walls.

معمار بارمکین را با دیوارهای محکم طراحی کرد.

at dusk, the barmkin looked even more mysterious.

در هنگام غروب، بارمکین حتی مرموزتر به نظر می رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید