baronet

[ایالات متحده]/'bær(ə)nɪt/
[بریتانیا]/'bærənət/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عضوی از اشرافیت ارثی بریتانیا با رتبه بارونت
vt. اعطای عنوان بارونت
Word Forms
جمعbaronets

جملات نمونه

Sir John Smith baronet abandoned his son to his fate.

سر جان اسمیت، بارونت، پسرش را به سرنوشت خود رها کرد.

He inherited the title of baronet from his father.

او عنوان بارونت را از پدرش به ارث برد.

The baronet was known for his philanthropic work in the community.

بارونت به خاطر فعالیت‌های خیریه‌اش در جامعه شناخته می‌شد.

She married a wealthy baronet from the neighboring county.

او با یک بارونت ثروتمند از شهرستان همسایه ازدواج کرد.

The baronet's estate was vast and well-maintained.

املاک بارونت وسیع و به خوبی نگهداری می‌شد.

He was granted the title of baronet for his services to the crown.

او به پاس خدماتش به سلطنت، عنوان بارونت دریافت کرد.

The young baronet was known for his extravagant lifestyle.

بارونت جوان به خاطر سبک زندگی پر زرق و برقش شناخته می‌شد.

The baronet's family has a long history of noble lineage.

خانواده بارونت سابقه طولانی از ریشه اشرافی دارد.

She attended a ball hosted by a local baronet.

او در یک مهمانی که توسط یک بارونت محلی برگزار شد، شرکت کرد.

The baronet's portrait hung prominently in the grand hall.

تصویر بارونت به طور برجسته در تالار بزرگ آویخته بود.

He was the first baronet in his family's history.

او اولین بارونت در تاریخ خانواده‌اش بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید