baronetcy

[ایالات متحده]/bɑːrˈɒnɪtʃi/
[بریتانیا]/bəˈɹɑːnətˌsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مقام ارثی یک بارونت، یا دفتر و امتیازات مربوط به آن؛ املاک یا زمین‌های یک بارونت که به عنوان بخشی از عنوان او نگهداری می‌شود.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

a baronetcy title

عنوان بارونت

confer a baronetcy

اعطای عنوان بارونت

inherit a baronetcy

ارث‌برداری از عنوان بارونت

جملات نمونه

he inherited the baronetcy from his father.

او بارونتسی را از پدرش به ارث برد.

the baronetcy was created in the 18th century.

بارونتسی در قرن هجدهم ایجاد شد.

she was proud of her family's baronetcy.

او به بارونتسی خانواده‌اش افتخار می‌کرد.

the baronetcy comes with certain privileges.

بارونتسی با امتیازات خاصی همراه است.

he was granted a baronetcy for his contributions to society.

او به پاس خدماتش به جامعه، بارونتسی دریافت کرد.

the family has held the baronetcy for generations.

خانواده بارونتسی را برای نسل‌ها حفظ کرده است.

she aspired to achieve a baronetcy one day.

او روزی به کسب بارونتسی امیدوار بود.

the baronetcy is often associated with land ownership.

بارونتسی اغلب با مالکیت زمین مرتبط است.

his baronetcy was the result of his military service.

بارونتسی نتیجه خدمت نظامی او بود.

the baronetcy title is a mark of distinction.

عنوان بارونتسی نشانه‌ای از تمایز است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید