barons

[ایالات متحده]/ˈbærənz/
[بریتانیا]/ˈbærən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع بارون؛ اشراف زاده ای با رتبه بالا در سیستم فئودالی؛ فرد یا رهبر قدرتمند در یک حوزه یا منطقه نفوذ؛ پادشاه یا حاکم، که اغلب به طور شوخی یا غیررسمی استفاده می شود.

عبارات و ترکیب‌ها

barons of industry

بارون‌های صنعت

local barons

بارون‌های محلی

media barons

بارون‌های رسانه

barons of finance

بارون‌های مالی

a baron's court

دادگاه یک ارباب

summon the barons

بارون‌ها را احضار کنید

the baronial system

نظام اربابی

the baron's seal

اعلامیه ارباب

a baronial estate

املاک اربابی

جملات نمونه

the barons of industry shaped the economy.

بارون‌های صنعت، اقتصاد را شکل دادند.

many barons are known for their philanthropic efforts.

بسیاری از بارون‌ها به خاطر تلاش‌های خیریه‌شان شناخته می‌شوند.

the barons met to discuss their strategies.

بارون‌ها برای بحث در مورد استراتژی‌های خود ملاقات کردند.

barons often hold significant political power.

بارون‌ها اغلب قدرت سیاسی قابل توجهی دارند.

the media often portrays barons as ruthless.

رسانه‌ها اغلب بارون‌ها را بی‌رحم به تصویر می‌کشند.

barons of finance influence global markets.

بارون‌های مالی بر بازارهای جهانی تأثیر می‌گذارند.

historically, barons controlled vast estates.

در طول تاریخ، بارون‌ها بر روی املاک بزرگ کنترل داشتند.

barons are frequently depicted in literature.

بارون‌ها اغلب در ادبیات به تصویر کشیده می‌شوند.

the barons' decisions affect many lives.

تصمیمات بارون‌ها بر زندگی بسیاری تأثیر می‌گذارد.

barons collaborate to strengthen their influence.

بارون‌ها برای تقویت نفوذ خود همکاری می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید