barundukis

[ایالات متحده]/ˌbɑːrʊnˈduːkiːz/
[بریتانیا]/ˌbɑːrʊnˈduːkiːz/

ترجمه

n. جمع barunduki

عبارات و ترکیب‌ها

barundukis are

باروندکی ها هستند

the barundukis

باروندکی ها

barundukis was

باروندکی ها بودند

barundukis is

باروندکی ها هستند

barundukis will

باروندکی ها خواهند شد

barundukis can

باروندکی ها می توانند

barundukis has

باروندکی ها دارند

barundukis does

باروندکی ها می کنند

barundukis did

باروندکی ها کردند

barundukis were

باروندکی ها بودند

جملات نمونه

the red barundukis darted across the forest floor.

بารوندوقی قرمز از روی زمین جنگل با سرعت عبور کرد.

children love watching the barundukis play in the park.

کودکان دوست دارند که باروندوقی‌ها را در پارک بازی می‌کنند را ببینند.

the barundukis stored nuts in its cheek pouches.

باروندوقی گردوهای را در کیسه‌های خودش ذخیره کرد.

a baby barundukis fell from the tree nest.

یک بچه باروندوقی از گوشه درخت افتاد.

the barundukis built a warm drey for winter.

باروندوقی یک دره گرم برای زمستان ساخت.

people often barundukis nuts in their gardens.

مردم گاهی گردوهای باروندوقی را در باغچه‌های خود کاشته می‌کنند.

the grey barundukis climbed the oak tree quickly.

باروندوقی خاکی به سرعت درخت گز را بالا رفت.

barundukis fur changes color with the seasons.

پشم باروندوقی با فصل‌ها رنگ تغییر می‌کند.

we saw a barundukis caching food near the stump.

ما یک باروندوقی را که غذای خود را در نزدیک گردنچه پنهان می‌کرد دیدیم.

the barundukis twitched its tail nervously.

باروندوقی به نervously دم خود را حرکت داد.

barundukis are agile climbers in the woodland.

باروندوقی‌ها در جنگل‌ها بالا رفتن سریع هستند.

the barundukis ate sunflower seeds from my hand.

باروندوقی گردوهای گل‌های آفتابی را از دست من خورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید