| جمع | bas-reliefs |
bas-relief carving
کندهکاری برجسته
viewing bas-relief
مشاهدهی کندهکاری برجسته
ancient bas-relief
کندهکاری برجستهی باستانی
detailed bas-relief
کندهکاری برجستهی دقیق
bas-relief panel
صفحهی کندهکاری برجسته
creating bas-relief
ایجاد کندهکاری برجسته
bas-relief style
سبک کندهکاری برجسته
bas-relief artwork
اثر هنری کندهکاری برجسته
featured bas-relief
کندهکاری برجستهی برجسته
stone bas-relief
کندهکاری برجستهی سنگی
the ancient temple featured intricate bas-relief carvings depicting scenes from mythology.
معبد باستانی دارای حکاکیهای برجسته پیچیده بود که صحنههایی از اساطیر را به تصویر میکشید.
the museum displayed a stunning marble bas-relief of a roman emperor.
موزه یک برجسته مَرمری خیرهکننده از یک امپراتور رومی به نمایش گذاشت.
we admired the detailed bas-relief on the medieval church door.
ما برجسته دقیق روی درب کلیسای قرون وسطی را تحسین کردیم.
the artist used bas-relief to create a three-dimensional effect on the stone panel.
هنرمند از برجسته برای ایجاد یک جلوه سهبعدی روی پنل سنگی استفاده کرد.
the bas-relief showed a battle scene with soldiers and horses.
برجسته صحنه نبردی با سربازان و اسبها را نشان میداد.
the tomb was decorated with elaborate bas-reliefs of animals and plants.
مقبره با برجستههای پیچیده حیوانات و گیاهان تزئین شده بود.
the sculptor skillfully carved the bas-relief into the sandstone.
مجسمهساز به طرز ماهرانه ای برجسته را روی ماسه سنگ حکاکی کرد.
the bas-relief provided valuable insights into the culture of the ancient civilization.
برجسته بینشهای ارزشمندی در مورد فرهنگ تمدن باستانی ارائه داد.
the building's facade included a beautiful bas-relief frieze.
نمای ساختمان شامل یک نقشنمای برجسته زیبا بود.
the low bas-relief was almost imperceptible at first glance.
برجسته کمارتفاع در نگاه اول تقریباً غیرقابل تشخیص بود.
the bas-relief's composition was carefully planned to tell a story.
ترکیببندی برجسته به دقت برای تعریف یک داستان برنامهریزی شده بود.
bas-relief carving
کندهکاری برجسته
viewing bas-relief
مشاهدهی کندهکاری برجسته
ancient bas-relief
کندهکاری برجستهی باستانی
detailed bas-relief
کندهکاری برجستهی دقیق
bas-relief panel
صفحهی کندهکاری برجسته
creating bas-relief
ایجاد کندهکاری برجسته
bas-relief style
سبک کندهکاری برجسته
bas-relief artwork
اثر هنری کندهکاری برجسته
featured bas-relief
کندهکاری برجستهی برجسته
stone bas-relief
کندهکاری برجستهی سنگی
the ancient temple featured intricate bas-relief carvings depicting scenes from mythology.
معبد باستانی دارای حکاکیهای برجسته پیچیده بود که صحنههایی از اساطیر را به تصویر میکشید.
the museum displayed a stunning marble bas-relief of a roman emperor.
موزه یک برجسته مَرمری خیرهکننده از یک امپراتور رومی به نمایش گذاشت.
we admired the detailed bas-relief on the medieval church door.
ما برجسته دقیق روی درب کلیسای قرون وسطی را تحسین کردیم.
the artist used bas-relief to create a three-dimensional effect on the stone panel.
هنرمند از برجسته برای ایجاد یک جلوه سهبعدی روی پنل سنگی استفاده کرد.
the bas-relief showed a battle scene with soldiers and horses.
برجسته صحنه نبردی با سربازان و اسبها را نشان میداد.
the tomb was decorated with elaborate bas-reliefs of animals and plants.
مقبره با برجستههای پیچیده حیوانات و گیاهان تزئین شده بود.
the sculptor skillfully carved the bas-relief into the sandstone.
مجسمهساز به طرز ماهرانه ای برجسته را روی ماسه سنگ حکاکی کرد.
the bas-relief provided valuable insights into the culture of the ancient civilization.
برجسته بینشهای ارزشمندی در مورد فرهنگ تمدن باستانی ارائه داد.
the building's facade included a beautiful bas-relief frieze.
نمای ساختمان شامل یک نقشنمای برجسته زیبا بود.
the low bas-relief was almost imperceptible at first glance.
برجسته کمارتفاع در نگاه اول تقریباً غیرقابل تشخیص بود.
the bas-relief's composition was carefully planned to tell a story.
ترکیببندی برجسته به دقت برای تعریف یک داستان برنامهریزی شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید