basalt

[ایالات متحده]/'bæsɔːlt/
[بریتانیا]/bə'sɔlt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سنگ آتشفشانی تیره و ریزدانه که عمدتاً از کانی‌های پلاژیوکلاز فلدسپار و پیروکسن تشکیل شده است

جملات نمونه

The basalt cliffs towered above the crashing waves.

آب‌سنگ‌های بازالتی در بالای امواج خروشان سر برآورده بودند.

The ancient temple was constructed using basalt stones.

معبد باستانی با استفاده از سنگ‌های بازالت ساخته شده بود.

The road was lined with basalt columns on either side.

جاده با ستون‌های بازالت در هر دو طرف پوشیده شده بود.

The geologist studied the formation of basalt in the region.

زمین‌شناس تشکیل شدن بازالت در این منطقه را مطالعه کرد.

The volcanic eruption led to the creation of basalt formations.

آتشفشان‌خیز شدن منجر به ایجاد سازنده‌های بازالتی شد.

The artist sculpted a statue from a large basalt rock.

هنرمند مجسمه‌ای را از یک سنگ بازالت بزرگ مجسم کرد.

The basalt pavement provided a sturdy surface for walking.

کفپوش بازالتی سطحی محکم برای پیاده‌روی فراهم می‌کرد.

The region is known for its unique basalt formations.

این منطقه به خاطر سازنده‌های بازالتی منحصر به فردش شناخته شده است.

The construction of the dam involved using basalt for reinforcement.

ساخت سد شامل استفاده از بازالت برای تقویت بود.

The basalt quarry supplied materials for the construction project.

کانون بازالت مواد مورد نیاز برای پروژه ساختمانی را تامین می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید