basaltic

[ایالات متحده]/bə'sɔ:ltik/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا ویژگی‌های بازالت

عبارات و ترکیب‌ها

basaltic rock

سنگ بازالتیک

basaltic lava

گدازه بازالتیک

جملات نمونه

an impervious layer of basaltic clay.

یک لایه غیرقابل نفوذ از خاک رس بازلتیک

The metallogenic material was from deep alkalic basaltic magma, and the pulsatory invasion was the necessary metallogenic condition of the ore deposit.

مواد فلززایی از ماگمای بازالتیک قلیایی عمیق بود و حمله پالسی شرط لازم برای تشکیل ذخایر معدنی بود.

The basaltic rocks are commonly found in volcanic areas.

صخره‌های بازالتی معمولاً در مناطق آتشفشانی یافت می‌شوند.

The basaltic lava flow created unique geological formations.

جریان گدازه بازالتیک ساختارهای زمین‌شناسی منحصربه‌فردی ایجاد کرد.

The basaltic pillars stood tall along the coastline.

ستون‌های بازالتی در امتداد خط ساحلی سربرگه‌دار ایستاده بودند.

The basaltic rock formations attract many tourists each year.

ترکیبات سنگی بازالتی هر سال گردشگران زیادی را به خود جذب می‌کند.

The basaltic soil is known for its fertility and rich mineral content.

خاک بازالتی به دلیل حاصلخیزی و محتوای بالای مواد معدنی شناخته شده است.

The basaltic cliffs provided a stunning backdrop for the sunset.

آب‌سنگ‌های بازالتی پس‌زمینه خیره‌کننده‌ای برای غروب خورشید فراهم کردند.

The basaltic plateau stretches for miles across the region.

فلات بازالتی برای مایل‌ها در سراسر منطقه کشیده شده است.

The basaltic ash from the volcano covered the surrounding landscape.

خاکستر بازالتی از آتشفشان مناظر اطراف را پوشاند.

The basaltic boulders were scattered across the valley.

تکه‌های سنگی بازالتی در دره پراکنده شده بودند.

The basaltic composition of the rock gives it its dark color.

ترکیب بازالتیک سنگ به آن رنگ تیره می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید