bascule

[ایالات متحده]/ˈbæs.kjuːl/
[بریتانیا]/ˌbæs.k(j)uːl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پلی یا دروازه‌ای که برای عبور از روی یا زیر آن بالا یا پایین می‌رود؛ یک پل متحرک.؛ بخشی متحرک یا بالا رونده از یک ماشین، مانند تیرک یک پل سنجش وزن.
Word Forms
جمعbascules

عبارات و ترکیب‌ها

bascule bridge

پل بازسکول

bascule operation

عملکرد بازسکول

bascule mechanism

مکانیزم بازسکول

bascule system

سیستم بازسکول

bascule design

طراحی بازسکول

bascule gate

در بازسکول

bascule drawbridge

پل متحرک بازسکول

control the bascule

کنترل بازسکول

جملات نمونه

the bascule bridge opened to allow the ships to pass through.

پل باسکول باز شد تا اجازه دهد کشتی‌ها از آن عبور کنند.

engineers designed the bascule mechanism to be more efficient.

مهندسان مکانیزم باسکول را برای افزایش کارایی طراحی کردند.

during the inspection, the bascule's counterweights were checked.

در طول بازرسی، وزنه‌های متقابل باسکول بررسی شدند.

the bascule lift was a marvel of engineering in the city.

بالابردن باسکول یک شاهکار مهندسی در شهر بود.

visitors watched as the bascule bridge rose gracefully.

بازدیدکنندگان تماشا کردند که پل باسکول به طور ظریف بالا می‌رود.

safety measures are crucial when operating a bascule bridge.

اقدامات ایمنی هنگام کار با پل باسکول بسیار مهم هستند.

the bascule design allows for quick openings and closings.

طراحی باسکول امکان باز و بسته شدن سریع را فراهم می‌کند.

many cities have adopted bascule bridges for their waterways.

شهر‌های زیادی پل‌های باسکول را برای آبراه‌های خود اتخاذ کرده‌اند.

the history of the bascule bridge dates back to the 19th century.

تاریخچه پل باسکول به قرن نوزدهم بازمی‌گردد.

operating a bascule bridge requires skilled personnel.

کار کردن با پل باسکول نیاز به پرسنل ماهر دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید