gate

[ایالات متحده]/ɡeɪt/
[بریتانیا]/ɡeɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک در بزرگ؛ یک ورودی یا خروجی؛ یک درگاه
vt. نصب یک در بزرگ

عبارات و ترکیب‌ها

security gate

دروازه امنیتی

gate access

دسترسی به دروازه

gate entrance

ورودی دروازه

gate code

کد دروازه

gate control

کنترل دروازه

gate key

کلید دروازه

gate lock

قفل دروازه

gate security

امنیت دروازه

gate valve

شیر دروازه

school gate

دروازه مدرسه

south gate

دروازه جنوبی

gate array

آرایه دروازه‌ای

golden gate

دروازه طلایی

and gate

و دروازه

golden gate bridge

پل گلدن گیت

water gate

دروازه آب

front gate

دروازه جلو

sluice gate

دروازه تنظیم

boarding gate

دروازه سوار شدن

gate opening

باز شدن دروازه

knife gate

دروازه چاقویی

gate number

شماره دروازه

radial gate

دروازه شعاعی

main gate

دروازه اصلی

valve gate

دروازه شیر

in gate

دروازه ورودی

or gate

دروازه یا

logic gate

دروازه منطقی

جملات نمونه

the gate to riches.

دروازه ثروت

There was a gate of thousands.

هزاران دروازه وجود داشت.

a good gate at the football game.

یک دروازه خوب در بازی فوتبال.

It's a long gate from here.

مسیر طولانی تا دروازه از اینجا است.

Prop the gate open with something.

دروازه را با چیزی باز نگه دارید.

The gate admits to the yard.

در اجازه ورود به حیاط را می‌دهد.

Today's gate will be given to charity.

درآمد امروز به خیریه اهدا خواهد شد.

To open the gate, lift up the latch.

برای باز کردن دروازه، ضامن را بالا بیاورید.

Remember to latch the gate behind you.

به یاد داشته باشید که دروازه را پشت سر خود ببندید.

cramp the gates to the posts.

بستن دروازه‌ها به سمت ستون‌ها

To realise the unimportance of time is the gate of wisdom.

درک عدم اهمیت زمان دروازه خرد است.

By then the gate was being broken down.

تا آن زمان دروازه در حال تخریب بود.

Open the gate and let the crowd through.

دروازه را باز کنید و اجازه دهید جمعیت عبور کند.

He opened the gate with a push.

او دروازه را با یک فشار باز کرد.

He swung the gate open wide.

او دروازه را با تمام قدرت باز کرد.

The kid was abducted at the gate of kindergarten.

کودک در مقابل دروازه پیش‌دبستانی ربوده شد.

نمونه‌های واقعی

Yes, great. I will open the gate.

بله، عالی است. من دروازه را باز خواهم کرد.

منبع: Modern Family - Season 07

Sam! You forgot to shut the gate!

سم! شما فراموش کردید دروازه را ببندید!

منبع: L0 English Enlightenment

Nor play by the old green gate.

و نه در کنار دروازه سبز قدیمی بازی کنید.

منبع: Little Women (Bilingual Edition)

" Shouldn't you be watching your gate" ?

آیا نباید دروازه خود را زیر نظر داشته باشید؟

منبع: A Song of Ice and Fire: A Feast for Crows (Bilingual Edition)

Ay, no! The gate! The gate!

نه! دروازه! دروازه!

منبع: Modern Family - Season 03

Who built the seven gates of Thebes?

چه کسی هفت دروازه تبس را ساخت؟

منبع: Yale University Open Course: European Civilization (Audio Version)

Rex soon became an expert at opening the gate.

رکس به زودی به یک متخصص در باز کردن دروازه تبدیل شد.

منبع: New Concept English, British English Version, Book Two (Translation)

Peek through delicate iron gates at the well-kept gardens.

از میان دروازه‌های آهنی ظریف به باغ‌های مرتب نگاه کنید.

منبع: 100 Classic English Essays for Recitation

It has closed the gates on a normal childhood.

این درهای ورود به دوران کودکی عادی را بسته است.

منبع: What it takes: Celebrity Interviews

At last we reached the gates of Baskerville Hall.

در نهایت ما به دروازه‌های سال Baskerville رسیدیم.

منبع: The Hound of the Baskervilles

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید