online bashers
آنلاینهاي بدگو
trolling bashers
بدگویان تروولکننده
bashers online
بدگوهای آنلاین
dealing with bashers
رسیدگی به بدگوها
ignoring bashers
نادیده گرفتن بدگوها
blocking bashers
مسدود کردن بدگوها
hate bashers
بدگوهای نفرتانگیز
keyboard bashers
بدگوهای کیبورد
the online forum was full of anonymous bashers targeting the actress.
انجمن آنلاین پر از افراد ناشناس بود که به بازیگر توهین میکردند.
we tried to ignore the relentless bashers on social media.
ما سعی کردیم افراد مزاحم و بیرحم را در رسانههای اجتماعی نادیده بگیریم.
the band faced a wave of harsh bashers after the controversial performance.
گروه با موجی از افراد خشن و توهینکار پس از اجرا بحثبرانگیز روبرو شد.
don't let the bashers get you down; focus on your goals.
به افراد توهینکار اجازه ندهید شما را ناراحت کنند؛ روی اهداف خود تمرکز کنید.
the article received a lot of negative comments from online bashers.
مقاله نظرات منفی زیادی از افراد توهینکار آنلاین دریافت کرد.
he blocked the persistent bashers who were harassing his family.
او افرادی توهینکار و اصرارکننده که در حال آزار خانوادهاش بودند را مسدود کرد.
the politician's speech drew criticism from vocal bashers in the audience.
سخنرانی سیاستمدار انتقاداتی را از افراد توهینکار و پرحرف در میان حضار به همراه داشت.
she learned to deal with the constant bashers and move on.
او یاد گرفت که چگونه با افراد توهینکار دائمی مقابله کند و به زندگی خود ادامه دهد.
the company responded to the bashers with a public statement.
شرکت به افراد توهینکار با یک بیانیه عمومی پاسخ داد.
he accused the bashers of spreading misinformation and negativity.
او افراد توهینکار را به انتشار اطلاعات نادرست و منفی متهم کرد.
the team had to filter out the toxic bashers from their fan base.
تیم باید افراد توهینکار و سمی را از طرفداران خود فیلتر میکرد.
online bashers
آنلاینهاي بدگو
trolling bashers
بدگویان تروولکننده
bashers online
بدگوهای آنلاین
dealing with bashers
رسیدگی به بدگوها
ignoring bashers
نادیده گرفتن بدگوها
blocking bashers
مسدود کردن بدگوها
hate bashers
بدگوهای نفرتانگیز
keyboard bashers
بدگوهای کیبورد
the online forum was full of anonymous bashers targeting the actress.
انجمن آنلاین پر از افراد ناشناس بود که به بازیگر توهین میکردند.
we tried to ignore the relentless bashers on social media.
ما سعی کردیم افراد مزاحم و بیرحم را در رسانههای اجتماعی نادیده بگیریم.
the band faced a wave of harsh bashers after the controversial performance.
گروه با موجی از افراد خشن و توهینکار پس از اجرا بحثبرانگیز روبرو شد.
don't let the bashers get you down; focus on your goals.
به افراد توهینکار اجازه ندهید شما را ناراحت کنند؛ روی اهداف خود تمرکز کنید.
the article received a lot of negative comments from online bashers.
مقاله نظرات منفی زیادی از افراد توهینکار آنلاین دریافت کرد.
he blocked the persistent bashers who were harassing his family.
او افرادی توهینکار و اصرارکننده که در حال آزار خانوادهاش بودند را مسدود کرد.
the politician's speech drew criticism from vocal bashers in the audience.
سخنرانی سیاستمدار انتقاداتی را از افراد توهینکار و پرحرف در میان حضار به همراه داشت.
she learned to deal with the constant bashers and move on.
او یاد گرفت که چگونه با افراد توهینکار دائمی مقابله کند و به زندگی خود ادامه دهد.
the company responded to the bashers with a public statement.
شرکت به افراد توهینکار با یک بیانیه عمومی پاسخ داد.
he accused the bashers of spreading misinformation and negativity.
او افراد توهینکار را به انتشار اطلاعات نادرست و منفی متهم کرد.
the team had to filter out the toxic bashers from their fan base.
تیم باید افراد توهینکار و سمی را از طرفداران خود فیلتر میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید