basketries of diplomacy
ظرفیتهای دیپلماتیک
the artisan crafted beautiful basketries for the market.
هنرمند سبدهای زیبا برای بازار ساخت.
we visited a local shop that specializes in traditional basketries.
ما از یک مغازه محلی که در ساخت سبدهای سنتی تخصص دارد بازدید کردیم.
her collection of basketries includes items from various cultures.
مجموعه سبدهای او شامل اقلامی از فرهنگ های مختلف است.
they learned the art of making basketries during their trip.
آنها هنر ساخت سبد را در طول سفر خود یاد گرفتند.
we admired the intricate designs of the basketries on display.
ما طرح های پیچیده سبدهای به نمایش گذاشته شده را تحسین کردیم.
she gifted me a set of handcrafted basketries for my birthday.
او به مناسبت تولد من یک مجموعه سبد دست ساز به من هدیه داد.
the festival featured workshops on creating unique basketries.
جشنواره کارگاه هایی در مورد ایجاد سبدهای منحصر به فرد داشت.
his grandmother taught him the family tradition of basketries.
پدربزرگش سنت خانوادگی سبدها را به او یاد داد.
many basketries are made from natural materials like reeds.
بسیاری از سبدها از مواد طبیعی مانند جگب ها ساخته می شوند.
she uses her basketries to organize her kitchen supplies.
او از سبدهای خود برای سازماندهی لوازم آشپزخانه خود استفاده می کند.
basketries of diplomacy
ظرفیتهای دیپلماتیک
the artisan crafted beautiful basketries for the market.
هنرمند سبدهای زیبا برای بازار ساخت.
we visited a local shop that specializes in traditional basketries.
ما از یک مغازه محلی که در ساخت سبدهای سنتی تخصص دارد بازدید کردیم.
her collection of basketries includes items from various cultures.
مجموعه سبدهای او شامل اقلامی از فرهنگ های مختلف است.
they learned the art of making basketries during their trip.
آنها هنر ساخت سبد را در طول سفر خود یاد گرفتند.
we admired the intricate designs of the basketries on display.
ما طرح های پیچیده سبدهای به نمایش گذاشته شده را تحسین کردیم.
she gifted me a set of handcrafted basketries for my birthday.
او به مناسبت تولد من یک مجموعه سبد دست ساز به من هدیه داد.
the festival featured workshops on creating unique basketries.
جشنواره کارگاه هایی در مورد ایجاد سبدهای منحصر به فرد داشت.
his grandmother taught him the family tradition of basketries.
پدربزرگش سنت خانوادگی سبدها را به او یاد داد.
many basketries are made from natural materials like reeds.
بسیاری از سبدها از مواد طبیعی مانند جگب ها ساخته می شوند.
she uses her basketries to organize her kitchen supplies.
او از سبدهای خود برای سازماندهی لوازم آشپزخانه خود استفاده می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید