basset hound
سگ پا کوتاه
The basset, in the manner of hunting dogs,dashed across the field, nose to the ground.
باگت، به شیوهی سگهای شکار، با سرعت از میان زمین عبور کرد، پوزه به زمین.
The basset hound has a keen sense of smell.
سگ باگت دارای حس بویایی قوی است.
The basset is known for its long ears and short legs.
باگت به خاطر گوشهای بلند و پاهای کوتاه خود شناخته شده است.
She enjoys taking her basset for a walk in the park.
او از بردن سگ باگت خود به گردش در پارک لذت میبرد.
The basset's droopy eyes give it a sad expression.
چشمان آویزان باگت به آن حالتی غمگین میدهد.
The basset's howl can be quite loud.
غرش باگت میتواند بسیار بلند باشد.
They decided to adopt a basset puppy from the shelter.
آنها تصمیم گرفتند یک توله سگ باگت را از پناهگاه به فرز بگیرند.
The basset's coat is smooth and short.
پوشش باگت صاف و کوتاه است.
The basset is a friendly and affectionate breed.
باگت یک نژاد دوستانه و مهربان است.
She trained her basset to fetch the newspaper every morning.
او سگ باگت خود را آموزش داد تا هر روز صبح روزنامه را بیاورد.
The basset's low energy level makes it a great apartment pet.
سطح انرژی پایین باگت آن را به یک حیوان خانگی عالی برای آپارتمان تبدیل میکند.
The basset breed has deep roots in Europe.
نژاد باسِت ریشه عمیقی در اروپا دارد.
منبع: VOA Special January 2018 CollectionAdditionally, the basset horn, alto clarinet, and basset clarinet serve more specialized roles in various musical contexts.
علاوه بر این، ساز بَسِت هورن، کلارینت آلتو و کلارینت بَسِت نقشهای تخصصیتری را در زمینههای مختلف موسیقی ایفا میکنند.
منبع: 202321Instead, Allen had Elvis sing his song " Hound Dog" to a basset hound also wearing a tuxedo.
در عوض، آلن از الویس خواست آهنگش به نام " Hound Dog" را برای یک سگ باسِت که کت و شلوار هم پوشیده بود بخواند.
منبع: who was seriesbasset hound
سگ پا کوتاه
The basset, in the manner of hunting dogs,dashed across the field, nose to the ground.
باگت، به شیوهی سگهای شکار، با سرعت از میان زمین عبور کرد، پوزه به زمین.
The basset hound has a keen sense of smell.
سگ باگت دارای حس بویایی قوی است.
The basset is known for its long ears and short legs.
باگت به خاطر گوشهای بلند و پاهای کوتاه خود شناخته شده است.
She enjoys taking her basset for a walk in the park.
او از بردن سگ باگت خود به گردش در پارک لذت میبرد.
The basset's droopy eyes give it a sad expression.
چشمان آویزان باگت به آن حالتی غمگین میدهد.
The basset's howl can be quite loud.
غرش باگت میتواند بسیار بلند باشد.
They decided to adopt a basset puppy from the shelter.
آنها تصمیم گرفتند یک توله سگ باگت را از پناهگاه به فرز بگیرند.
The basset's coat is smooth and short.
پوشش باگت صاف و کوتاه است.
The basset is a friendly and affectionate breed.
باگت یک نژاد دوستانه و مهربان است.
She trained her basset to fetch the newspaper every morning.
او سگ باگت خود را آموزش داد تا هر روز صبح روزنامه را بیاورد.
The basset's low energy level makes it a great apartment pet.
سطح انرژی پایین باگت آن را به یک حیوان خانگی عالی برای آپارتمان تبدیل میکند.
The basset breed has deep roots in Europe.
نژاد باسِت ریشه عمیقی در اروپا دارد.
منبع: VOA Special January 2018 CollectionAdditionally, the basset horn, alto clarinet, and basset clarinet serve more specialized roles in various musical contexts.
علاوه بر این، ساز بَسِت هورن، کلارینت آلتو و کلارینت بَسِت نقشهای تخصصیتری را در زمینههای مختلف موسیقی ایفا میکنند.
منبع: 202321Instead, Allen had Elvis sing his song " Hound Dog" to a basset hound also wearing a tuxedo.
در عوض، آلن از الویس خواست آهنگش به نام " Hound Dog" را برای یک سگ باسِت که کت و شلوار هم پوشیده بود بخواند.
منبع: who was seriesلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید