basso

[ایالات متحده]/ˈbɑːsoʊ/
[بریتانیا]/ˌbɑːsoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک دامنه صوتی پایین یا بخشی در یک گروه که در این دامنه می‌خواند؛ یک خواننده مرد که با صدای باس می‌خواند؛ پایین‌ترین بخش در یک ارکستر یا گروه کر
Word Forms
جمعbassi

عبارات و ترکیب‌ها

basso profundo

بِسُّو پْرُفُندُو

basso clef

کلید باس

basso continuo

باس کانتینو

play the basso

باس را بنواز

basso voice

صدای باس

basso singer

خواننده باس

basso part

قسمت باس

جملات نمونه

the basso voice added depth to the choir's performance.

صدای باسکو به عمق اجرای گروه کر افزود.

he played the basso part beautifully on the cello.

او بخش باسکو را به زیبایی با ویولنسل اجرا کرد.

her basso profundo was the highlight of the concert.

صدای باسکو پروفوندو او اوج برنامه کنسرت بود.

many operas feature a strong basso character.

بسیاری از اپراها دارای شخصیتی باسکو قوی هستند.

the composer wrote a beautiful aria for the basso.

آهنگساز یک آریای زیبا برای باسکو نوشت.

his basso voice resonated throughout the hall.

صدای باسکو او در سراسر سالن طنین انداز شد.

she trained for years to develop her basso range.

او سال‌ها برای توسعه محدوده صدای باسکو خود تمرین کرد.

the basso continuo is essential in baroque music.

باسکو کانتینو در موسیقی باروک ضروری است.

he is known for his powerful basso performances.

او به خاطر اجراهای قدرتمند باسکو خود شناخته شده است.

the conductor praised the basso for his excellent timing.

رهبر ارکستر او را به خاطر زمان‌بندی عالی‌اش تحسین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید