bastardizations

[ایالات متحده]/bɑːstəˌdaɪˈzeɪʃənz/
[بریتانیا]/bæsˈtɑːrdəˌzeɪʃən z/

ترجمه

n. عمل آلوده یا بی‌کیفیت کردن چیزی با فاسد کردن آن؛ وضعیت فاسد شدن

جملات نمونه

many people believe that bastardizations of classic literature dilute its original meaning.

بسیاری از مردم معتقدند که تحریفات ادبیات کلاسیک، معنای اصلی آن را رقیق می‌کند.

some films are criticized for their bastardizations of historical events.

برخی از فیلم‌ها به دلیل تحریف وقایع تاریخی مورد انتقاد قرار می‌گیرند.

the artist's bastardizations of traditional styles sparked controversy.

تحریفات هنرمند از سبک‌های سنتی باعث جنجال شد.

bastardizations in language can lead to misunderstandings.

تحریفات در زبان می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

critics argue that bastardizations of cultural practices can harm their authenticity.

منتقدان استدلال می‌کنند که تحریف آداب و رسوم فرهنگی می‌تواند به اصالت آنها آسیب برساند.

he was frustrated by the bastardizations of his favorite songs.

او از تحریف آهنگ‌های مورد علاقه‌اش ناامید شده بود.

some educators worry about the bastardizations of scientific concepts in popular media.

برخی از مربیان نگران تحریف مفاهیم علمی در رسانه‌های محبوب هستند.

the bastardizations of the original recipe led to a very different dish.

تحریف دستور العمل اصلی منجر به یک غذای بسیار متفاوت شد.

the novel's bastardizations have made it less accessible to new readers.

تحریفات رمان باعث شده است که برای خوانندگان جدید کمتر قابل دسترس باشد.

some argue that the bastardizations in modern art are a reflection of society.

برخی استدلال می‌کنند که تحریفات در هنر مدرن بازتابی از جامعه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید