bastide

[ایالات متحده]/bɑːstiːd/
[بریتانیا]/bahs-teed/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک روستای یا شهر قرون وسطایی مستحکم در فرانسه.
Word Forms
جمعbastides

جملات نمونه

the bastide was built in the 14th century.

باستید در قرن چهاردهم ساخته شد.

visitors can explore the bastide's historical architecture.

بازدیدکنندگان می توانند معماری تاریخی باستیید را کاوش کنند.

many bastides are located in the south of france.

بسیاری از باستییدها در جنوب فرانسه واقع شده اند.

the bastide serves as a reminder of medieval times.

باستیید یادآور دوران قرون وسطی است.

walking through the bastide feels like stepping back in time.

قدم زدن در باستیید مانند بازگشت به زمان است.

she took beautiful photos of the bastide during her trip.

او در طول سفر خود عکس های زیبایی از باستیید گرفت.

the bastide's walls were once a strong defense.

دیوارهای باستیید زمانی یک دفاع قوی بودند.

local festivals often take place in the bastide's courtyard.

جشنواره های محلی اغلب در حیاط باستیید برگزار می شوند.

tour guides provide insights into the bastide's history.

راهنمایان گردشگری اطلاعاتی در مورد تاریخ باستیید ارائه می دهند.

the bastide is a popular destination for tourists.

باستیید یک مقصد محبوب برای گردشگران است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید