bata

[ایالات متحده]/bɑːtə/
[بریتانیا]/buh-tuh/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شهری در گینه استوایی؛ شهری بندری در غرب گینه استوایی، در خلیج گینه.
Word Forms
جمعbatas

عبارات و ترکیب‌ها

bata box

جعبه Bata

bata shoes

کفش Bata

bata sandals

صندل Bata

bata boots

نیم‌بوت Bata

bata sneakers

کفش ورزشی Bata

bata slippers

دمپای Bata

جملات نمونه

he always wears bata shoes for comfort.

او همیشه کفش‌های bata به دلیل راحتی می‌پوشد.

she bought a new bata bag for her trip.

او یک کیف bata جدید برای سفرش خرید.

they sell bata products at the local store.

آنها محصولات bata را در فروشگاه محلی می‌فروشند.

my bata sneakers are perfect for running.

کفش‌های ورزشی bata من برای دویدن عالی هستند.

he prefers bata sandals in the summer.

او صندل‌های bata را در تابستان ترجیح می‌دهد.

she is a big fan of bata footwear.

او طرفدار بزرگ کفش‌های bata است.

we often see bata promotions at the mall.

ما اغلب تبلیغات bata را در مرکز خرید می‌بینیم.

he recommended bata for its durability.

او bata را به دلیل دوام آن توصیه کرد.

she loves the style of bata shoes.

او از سبک کفش‌های bata خوشش می‌آید.

my bata collection includes various designs.

کلکسیون bata من شامل طرح‌های مختلف است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید