batching

[ایالات متحده]/ˈbætʃɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbætʃɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل تقسیم چیزی به دسته‌ها یا گروه‌ها؛ گروه یا دسته‌ای از اقلام.

عبارات و ترکیب‌ها

batching process

فرآیند دسته بندی

batching data

داده های دسته بندی

batching orders

سفارشات دسته بندی

batching operations

عملیات دسته بندی

batching system

سیستم دسته بندی

batching in stages

دسته بندی در مراحل

batching and labeling

دسته بندی و برچسب گذاری

batching techniques

تکنیک های دسته بندی

batching for efficiency

دسته بندی برای افزایش کارایی

جملات نمونه

batching data can improve processing efficiency.

گردآوری داده‌ها می‌تواند کارایی پردازش را بهبود بخشد.

the company is batching orders to reduce shipping costs.

شرکت سفارش‌ها را دسته بندی می‌کند تا هزینه‌های حمل و نقل را کاهش دهد.

we are batching the production runs for better resource management.

ما تولیدها را دسته بندی می‌کنیم تا مدیریت منابع را بهبود بخشیم.

batching tasks can help improve productivity.

دسته‌بندی وظایف می‌تواند به بهبود بهره‌وری کمک کند.

she suggested batching similar projects together.

او پیشنهاد کرد پروژه‌های مشابه را با هم دسته بندی کنیم.

batching is essential for large-scale manufacturing.

دسته‌بندی برای تولید در مقیاس بزرگ ضروری است.

we will be batching the data for analysis next week.

ما هفته آینده داده‌ها را برای تجزیه و تحلیل دسته بندی خواهیم کرد.

batching software updates can save time and resources.

دسته‌بندی به‌روزرسانی نرم‌افزار می‌تواند در زمان و منابع صرفه‌جویی کند.

they are batching the ingredients for the recipe.

آنها مواد لازم برای دستور العمل را دسته بندی می‌کنند.

batching allows for more effective quality control.

دسته‌بندی امکان کنترل کیفیت مؤثرتر را فراهم می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید