bathing suit
شورت ساحلی
bathing beach
ساحل حمام
A fur coat is incongruous with a bathing suit.
پوشیدن یک کت خزنی با لباس شنا ناهمگون است.
Humanity in bathing suits covered the sand.
مردم با لباس شنا شن را پوشاندند.
Naked bathing is not allowed to this beach.
شنا کردن عریان در این ساحل مجاز نیست.
a bathing suit considered immodest by the local people.
لباس شنا که توسط مردم محلی غیراخلاقی تلقی می شود.
A bevy of bathing beauties appeared on the beach.
گروهی از زنان زیبا با لباس شنا در ساحل ظاهر شدند.
Fishing,bathing,and dancing can be indulged there.
می توان از ماهیگیری، شنا و رقص در آنجا لذت برد.
He took his bathing suit, towel, beach umbrella, and his new boombox .
او لباس شنا، حوله، چتر ساحلی و اسپیکر جدید خود را برداشت.
In Tanabata night,the girls enjoy dressing, bathing and washing their hair with the water in river.and then replaced by qipao, jacket, dress, head comb hair, put on Prynne, Jasminum, etc. floriation;
در شب تانا باتا، دختران از لباس پوشیدن، شنا کردن و شستن موهایشان با آب رودخانه لذت می برند و سپس با لباس قیاو، ژاکت، لباس، شانه سر، و گل های پرین و یاسمین جایگزین می شوند.
The palace looks its most attractive from the Bosphorus, from where its two bathing pavilions, one for the harem (women's only) and the other for the selamlik (men's only), can best be seen.
کاخ از تنگه بسفر زیباترین است، جایی که می توان دو بنای حمام آن را به بهترین شکل دید، یکی برای حمام زنان (فقط زنان) و دیگری برای سلطنت (فقط مردان).
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید