Terry cloth bathrobe
حوله تن پوش
Plush bathrobe
حوله تن پوش پشمی
Silk bathrobe
حوله تن پوش ابریشمی
Cotton bathrobe
حوله تن پوش نخی
She bought a new bathrobe yesterday.
او یک حمام روب روب جدید خرید.
I’m so fat my bathrobe won’t tie up!
من آنقدر چاق هستم که حمام روب من بسته نمی شود!
She wrapped herself in a cozy bathrobe after taking a hot shower.
او بعد از دوش گرفتن با یک حمام روب روب دنج خود را پیچید.
He lounged on the couch in his plush bathrobe, sipping a cup of tea.
او در حالی که یک فنجان چای می نوشید، روی مبل با حمام روب روب لوکس خود دراز کشید.
I always wear my bathrobe when I'm getting ready in the morning.
من همیشه حمام روب خود را می پوشم وقتی صبح آماده می شوم.
The hotel provided a complimentary bathrobe for guests to use during their stay.
هتل یک حمام روب روب رایگان برای استفاده مهمانان در طول اقامتشان ارائه کرد.
She felt luxurious and pampered in her silk bathrobe.
او در حمام روب روب ابریشمی خود مجلل و مورد توجه احساس کرد.
He tied the belt of his bathrobe tightly around his waist.
او کمربند حمام روب خود را به شدت دور کمرش بست.
The fluffy bathrobe kept her warm and comfortable on chilly evenings.
حمام روب روب پشمی او را در شب های سرد گرم و راحت نگه داشت.
She hung her bathrobe on the back of the bathroom door to dry.
او حمام روب خود را پشت در حمام آویزان کرد تا خشک شود.
He wore his bathrobe over his pajamas while making breakfast in the morning.
او در حالی که صبحانه درست می کرد، حمام روب خود را روی لباس خوابش پوشید.
The spa provided plush bathrobes for guests to wear during their treatments.
اسپا حمام روب روب های لوکس برای پوشیدن مهمانان در طول درمان خود ارائه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید