batterers

[ایالات متحده]/ˈbætərə(r)/
[بریتانیا]/ˈbætərər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که به طور مکرر به شریک یا عضو خانواده خود حمله یا سوء استفاده می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

batterer syndrome

سندرم باترر

domestic batterer

کتک‌زن خانگی

repeat batterer

کتک‌زن تکرار شونده

batterer intervention program

برنامه مداخله برای کتک‌زن

abusive batterer

کتک‌زن سوءاستفاده‌گر

the batterer's perspective

دیدگاه کتک‌زن

batterer accountability

پاسخگویی کتک‌زن

identifying a batterer

تشخیص یک کتک‌زن

batterer treatment

درمان کتک‌زن

the batterer's history

سابقه کتک‌زن

جملات نمونه

the batterer was arrested after the incident.

مضارب پس از حادثه دستگیر شد.

she decided to leave the batterer for her safety.

او تصمیم گرفت به دلیل حفظ امنیت خود، آن شخص خشن را ترک کند.

support groups are available for victims of a batterer.

گروه‌های حمایتی برای قربانیان خشونت خانگی در دسترس هستند.

the batterer denied all allegations in court.

آن شخص خشن تمام اتهامات را در دادگاه انکار کرد.

she sought help to escape from her batterer.

او به دنبال کمک برای فرار از آن شخص خشن بود.

many organizations work to support victims of batterers.

سازمان‌های زیادی برای حمایت از قربانیان خشونت خانگی فعالیت می‌کنند.

it is important to report a batterer to the authorities.

گزارش دادن یک شخص خشن به مقامات مهم است.

she filed a restraining order against her batterer.

او یک حکم منع تعقیب در مورد آن شخص خشن صادر کرد.

education is crucial in preventing batterer behavior.

آموزش برای جلوگیری از رفتار خشونت‌آمیز بسیار مهم است.

therapy can help change the mindset of a batterer.

درمان می‌تواند به تغییر نگرش یک شخص خشن کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید