bawd

[ایالات متحده]/bɔːd/
[بریتانیا]/bawd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زنی که فاحشه ها را تأمین می کند یا یک خانه فساد را مدیریت می کند؛ یک فاحشه.
Word Forms
جمعbawds

عبارات و ترکیب‌ها

bawd out someone

بیرون راندن کسی

bawdy humor

طنز رکیک

bawdy story

داستان رکیک

bawdy language

زبان رکیک

bawd's house

خانه باود

a bawdy woman

یک زن رکیک

جملات نمونه

the bawd entertained many guests at the party.

او زن هرزه مهمانان زیادی را در مهمانی سرگرم کرد.

she played the role of a bawd in the play.

او نقش یک زن هرزه را در نمایش ایفا کرد.

the bawd's laughter filled the room.

خنده زن هرزه اتاق را پر کرد.

he wrote a poem about a bawd in the city.

او در مورد یک زن هرزه در شهر شعر نوشت.

the bawd was known for her charm and wit.

زن هرزه به خاطر جذابیت و هوش خود شناخته می شد.

in the story, the bawd had many secrets.

در داستان، زن هرزه رازهای زیادی داشت.

the bawd's house was a popular meeting place.

خانه زن هرزه یک مکان ملاقات محبوب بود.

people whispered about the bawd's past.

مردم در مورد گذشته زن هرزه زمزمه می کردند.

the bawd offered advice to the young women.

زن هرزه به زنان جوان توصیه هایی ارائه داد.

he was captivated by the bawd's stories.

او مجذوب داستان های زن هرزه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید