baya

[ایالات متحده]/baɪə/
[بریتانیا]/bah-yuh/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پرنده بایا وِیور
Word Forms
جمعbayas

عبارات و ترکیب‌ها

baya language

زبان بايا

baya culture

فرهنگ بايا

baya people

مردم بايا

learn baya

یادگیری بايا

baya traditions

آد و رسوم بايا

baya music

موسیقی بايا

baya dance

رقص بايا

baya cuisine

آشپزی بايا

baya history

تاریخ بايا

جملات نمونه

she decided to go to the baya festival.

او تصمیم گرفت به جشنواره بايا برود.

many people enjoy the baya dance.

بسیاری از مردم از رقص بايا لذت می برند.

the baya bird is known for its beautiful nest.

پرنده بايا به خاطر لانه زیبایش شناخته شده است.

he brought a baya-themed gift for her birthday.

او یک هدیه با مضمون بايا برای تولد او آورد.

they plan to visit the baya market this weekend.

آنها قصد دارند این آخر هفته از بازار بايا دیدن کنند.

the baya festival showcases local traditions.

جشنواره بايا سنت های محلی را به نمایش می گذارد.

she wore a beautiful dress inspired by baya colors.

او یک لباس زیبا با الهام از رنگ های بايا پوشید.

we learned about the history of the baya culture.

ما در مورد تاریخ فرهنگ بايا یاد گرفتیم.

the baya community is known for its hospitality.

جامعه بايا به خاطر مهمان نوازی اش شناخته شده است.

he is an expert in baya music and dance.

او در زمینه موسیقی و رقص بايا متخصص است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید