bayas

[ایالات متحده]/beɪəs/
[بریتانیا]/bey-əs/

ترجمه

n. نوعی پرنده با سینه زرد، همچنین به عنوان بایا بافنده شناخته می‌شود؛ نام یک شخص؛ (جین یا موریتانی) بایا

عبارات و ترکیب‌ها

bayas for breakfast

بایاس برای صبحانه

bake with bayas

با بایاس بپزید

جملات نمونه

he decided to bayas the project after careful consideration.

او پس از بررسی دقیق تصمیم گرفت پروژه را پیش ببرد.

they plan to bayas new strategies for marketing.

آنها قصد دارند استراتژی های جدیدی برای بازاریابی ایجاد کنند.

it's important to bayas your options before making a decision.

قبل از تصمیم گیری، ارزیابی گزینه های خود مهم است.

she was able to bayas the situation effectively.

او توانست به طور موثر با این وضعیت مقابله کند.

the team will bayas the results of the experiment.

تیم نتایج آزمایش را ارزیابی خواهد کرد.

he needed to bayas his skills before applying for the job.

او قبل از درخواست شغل به ارتقای مهارت های خود نیاز داشت.

they will bayas the feedback from customers to improve the product.

آنها بازخورد مشتریان را برای بهبود محصول ارزیابی خواهند کرد.

it's wise to bayas the pros and cons of any investment.

ارزیابی مزایا و معایب هر سرمایه گذاری خردمندانه است.

we need to bayas the potential risks involved in this decision.

ما باید خطرات احتمالی مرتبط با این تصمیم را ارزیابی کنیم.

she decided to bayas her priorities for the upcoming year.

او تصمیم گرفت اولویت های خود را برای سال آینده تعیین کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید