berries

[ایالات متحده]/ˈbɛriz/
[بریتانیا]/ˈbɛriz/

ترجمه

n. کوچک، گوشتی و اغلب خوراکی (میوه)

عبارات و ترکیب‌ها

blueberries

بلوبری

pick berries

چیدن توت‌ها

berry pie

شیرینی توت

berry good

خیلی خوب

berry season

فصل توت

wild berries

توت‌های وحشی

eating berries

خوردن توت‌ها

berry flavors

طعم‌های توت

picked berries

توت‌های چیده شده

berry smoothie

اسموتی توت

جملات نمونه

we picked a basket full of wild berries during our hike.

ما یک سبد پر از انواع توت‌های وحشی را در حین پیاده‌روی برداشتیم.

the children enjoyed making berry pies with their grandmother.

کودکان از درست کردن پای توت فرنگی با مادربزرگشان لذت بردند.

blueberries are a delicious and healthy addition to breakfast cereal.

بلوبری یک افزودنی خوشمزه و سالم به غلات صبحانه است.

she added a handful of mixed berries to her smoothie.

او یک مشت انواع توت را به اسموتی خود اضافه کرد.

the bear was attracted by the scent of ripe berries in the forest.

خرس با بوی توت‌های رسیده در جنگل جذب شد.

strawberry and blueberry berry ice cream is my favorite flavor.

آب‌نبات بستنی توت فرنگی و بلوبری مورد علاقه من است.

the jam was made with fresh raspberries and other berries.

مربا با تمشک تازه و انواع توت درست شده بود.

he carefully sorted the berries, removing any that were rotten.

او با دقت توت‌ها را جدا کرد و هر توت فاسدی را دور ریخت.

berry bushes thrived in the sunny garden.

بوته‌های توت در باغ آفتابی رشد می‌کردند.

the recipe called for a cup of fresh or frozen berries.

دستور غذا به یک فنجان توت تازه یا یخ‌زده نیاز داشت.

we found a patch of juicy blackberries and raspberries.

ما یک دسته تمشک سیاه و توت فرنگی آبدار پیدا کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید