beachheads

[ایالات متحده]/biːtʃhɛdz/
[بریتانیا]/bēchˌhɛdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مواضع به دست آمده توسط نیروها در یک ساحل در حین یک تهاجم، که اغلب تقویت شده‌اند.

عبارات و ترکیب‌ها

establish beachheads

ایجاد سرپناه در ساحل

secure beachheads

تأمین سرپناه در ساحل

gain beachheads

کسب سرپناه در ساحل

fortify beachheads

تقویت سرپناه در ساحل

hold beachheads

نگه داشتن سرپناه در ساحل

lost beachheads

از دست دادن سرپناه در ساحل

multiple beachheads

چندین سرپناه در ساحل

strategic beachheads

سرپناه های ساحلی استراتژیک

defend beachheads

دفاع از سرپناه در ساحل

beachheads of power

سرپناه های قدرت

جملات نمونه

they established beachheads along the coastline.

آنها مناطق امن در امتداد خط ساحلی ایجاد کردند.

the soldiers secured several beachheads during the operation.

سربازان چندین منطقه امن را در طول عملیات تأمین کردند.

beachheads are crucial for launching further attacks.

مناطق امن برای آغاز حملات بیشتر حیاتی هستند.

they planned to expand their beachheads into the interior.

آنها قصد داشتند مناطق امن خود را به داخل گسترش دهند.

securing beachheads requires careful strategy and planning.

تأمین مناطق امن نیاز به استراتژی و برنامه ریزی دقیق دارد.

the team faced challenges while establishing beachheads.

تیم در حین ایجاد مناطق امن با چالش هایی روبرو شد.

beachheads can serve as a launching point for reinforcements.

مناطق امن می توانند به عنوان نقطه شروع برای تقویت نیروها عمل کنند.

they managed to hold their beachheads against enemy forces.

آنها موفق به حفظ مناطق امن خود در برابر نیروهای دشمن شدند.

establishing beachheads was essential for their success.

ایجاد مناطق امن برای موفقیت آنها ضروری بود.

the commander praised the troops for securing the beachheads.

فرمانده از سربازان برای تأمین مناطق امن قدردانی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید