beaded

[ایالات متحده]/ˈbiːdɪd/
[بریتانیا]/ˈbiːdɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مزیّن به مروارید

عبارات و ترکیب‌ها

beaded curtains

پرده‌های مهره‌ای

beaded jewelry

جواهرات مهره‌ای

hand-beaded gown

لباس دست‌دوز مهره‌ای

beaded edge

لبه مهره‌دار

beaded glass

شیشه مهره‌دار

beaded bag

کیف مهره‌ای

beaded shoe

کفش مهره‌ای

جملات نمونه

a beaded evening bag.

یک کیف شام با حصیری

his face was beaded with perspiration.

چهره‌اش با عرق پوشیده شده بود.

Sweat beaded on his forehead

عرق روی پیشانی‌اش جمع شد.

jazzed up the living area with beaded curtains.

فضای نشیمن را با پرده‌های حصیری تزئین کرد.

His face was beaded with small particles of rain.

چهره‌اش با ذرات کوچک باران پوشیده شده بود.

Salwar Kameez, Belly Dance, Costumes Ladies Bag, Purses, Bellydance Beaded Belts, Jackets, Home Decoration, Silk, Sari, Pashmina, Cusion Covers, Bed Spread Cushion Covers

سالوار کامیز، رقص شکم، کیف خانم‌ها، کیف دستی، کمربندهای حصیری رقص شکم، ژاکت، دکوراسیون منزل، ابریشم، ساری، پشمی، روکش کوسن، لحاف

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید