beaglings

[ایالات متحده]/ˈbiːɡlɪŋz/
[بریتانیا]/ˈbɛɡlɪŋz/

ترجمه

n. شکار با بیگل‌ها؛ شکار خرگوش.؛ شکار با بیگل‌ها؛ شکار خرگوش
v. به طور بیگل‌مانند در یک مسیر معین پیش رفتن (فرم ing بیگل)

عبارات و ترکیب‌ها

beaglings running rampant

گشت و گذار بی‌رویه بیگلینگ‌ها

the mischievous beaglings

بیگلینگ‌های شیطنت‌آمیز

beaglings causing chaos

بیگلینگ‌هایی که هرج و مرج به وجود می‌آورند

the playful beaglings

بیگلینگ‌های بازیگوش

جملات نمونه

beaglings are known for their friendly nature.

بیگلینگ‌ها به خاطر طبیعت دوستانه خود مشهور هستند.

many families love to adopt beaglings as pets.

بسیاری از خانواده‌ها دوست دارند بیگلینگ‌ها را به عنوان حیوان خانگی به فرزندی بگیرند.

beaglings require regular exercise to stay healthy.

بیگلینگ‌ها برای سالم ماندن به ورزش منظم نیاز دارند.

training beaglings can be a rewarding experience.

آموزش بیگلینگ‌ها می‌تواند یک تجربه پاداش‌دهنده باشد.

beaglings are excellent companions for children.

بیگلینگ‌ها همراهان بسیار خوبی برای کودکان هستند.

beaglings have a strong sense of smell.

بیگلینگ‌ها حس بویایی قوی‌ای دارند.

many beaglings enjoy playing fetch in the park.

بسیاری از بیگلینگ‌ها از بازی با توپ در پارک لذت می‌برند.

beaglings can be quite vocal and love to bark.

بیگلینگ‌ها می‌توانند بسیار پرحرف باشند و دوست دارند پارس کنند.

socializing beaglings from a young age is important.

اجتماعی کردن بیگلینگ‌ها از سنین پایین مهم است.

beaglings thrive in a loving home environment.

بیگلینگ‌ها در یک محیط خانه پر از عشق و محبت رشد می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید