beardless

[ایالات متحده]/ˈbɪərdləs/
[بریتانیا]/ˈbɪr dləs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون ریش; جوان; نابالغ

عبارات و ترکیب‌ها

beardless youth

جوان بی‌ریش

a beardless face

چهره‌ای بی‌ریش

beardless and innocent

بی‌ریش و معصوم

the beardless protagonist

قهرمان بی‌ریش

beardless and naive

بی‌ریش و ساده‌لوح

the beardless emperor

امپراتور بی‌ریش

a beardless soldier

سرباز بی‌ریش

beardless and clean-shaven

بی‌ریش و تمیز شسته شده

جملات نمونه

he looked quite beardless after shaving.

او بعد از اصلاح کاملاً بدون ریش به نظر می‌رسید.

many young men prefer to be beardless.

بسیاری از جوانان ترجیح می‌دهند بدون ریش باشند.

the beardless face of the boy was innocent.

چهره بدون ریش پسر معصوم بود.

in some cultures, being beardless is a sign of youth.

در برخی فرهنگ‌ها، بی‌ریشی نشانه‌ای از جوانی است.

he decided to go beardless for a fresh look.

او تصمیم گرفت برای یک ظاهر جدید بدون ریش شود.

beardless men often have a softer appearance.

مردان بدون ریش اغلب ظاهری ملایم‌تر دارند.

he felt more confident being beardless.

او با بی‌ریش بودن احساس اعتماد به نفس بیشتری کرد.

the beardless style suits him well.

سبک بدون ریش به خوبی به او می‌خورد.

he admired the beardless look of the model.

او از ظاهر بدون ریش مدل تحسین کرد.

his beardless face was a topic of conversation.

چهره بدون ریش او موضوع بحث بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید