beatable

[ایالات متحده]/biːˈteɪbl̩/
[بریتانیا]/beeˈteɪbəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل شکست یا مغلوب شدن

عبارات و ترکیب‌ها

beatable opponent

حریف شکست‌پذیر

a beatable challenge

چالش شکست‌پذیر

a beatable goal

هدف شکست‌پذیر

beatable record

رکورد شکست‌پذیر

a beatable score

امتیاز شکست‌پذیر

a beatable system

سیستم شکست‌پذیر

جملات نمونه

the opponent is tough, but they are beatable.

حریف سرسخت است، اما شکست پذیر است.

with the right strategy, any team can be beatable.

با استراتژی مناسب، هر تیمی می‌تواند شکست پذیر باشد.

she believes that every challenge is beatable with hard work.

او معتقد است که هر چالشی با تلاش زیاد قابل شکست است.

the game was difficult, but the score was beatable.

بازی سخت بود، اما نتیجه قابل شکست بود.

in life, every obstacle is beatable if you stay determined.

در زندگی، هر مانعی قابل شکست است اگر مصمم بمانید.

his record is impressive, but it's beatable.

رکورد او چشمگیر است، اما قابل شکست است.

they have a strong defense, yet they are beatable.

آنها دفاع قوی دارند، با این حال قابل شکست هستند.

with teamwork, we can make the impossible beatable.

با کار تیمی، می‌توانیم غیرممکن را قابل شکست کنیم.

the championship title is beatable this year.

عنوان قهرمانی امسال قابل شکست است.

every competitor has weaknesses; they are all beatable.

هر رقیبی نقاط ضعفی دارد؛ همه آنها قابل شکست هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید