conquerable spirit
روح تسخیرشدنی
conquerable challenges
چالشهای تسخیرشدنی
conquerable fears
ترسهای تسخیرشدنی
conquerable obstacles
مانعهای تسخیرشدنی
conquerable goals
اهداف تسخیرشدنی
conquerable mountains
کوه های تسخیرشدنی
conquerable dreams
رویاهای تسخیرشدنی
conquerable limits
محدودیتهای تسخیرشدنی
conquerable territory
سرزمین تسخیرشدنی
conquerable ambitions
جاهطلبیهای تسخیرشدنی
the challenges we face are conquerable with teamwork.
چالشهایی که با آنها روبرو هستیم با همکاری تیمی قابل غلبه هستند.
with determination, any obstacle becomes conquerable.
با اراده، هر مانعی قابل غلبه میشود.
she believes that fear is conquerable through practice.
او معتقد است که ترس با تمرین قابل غلبه است.
they found that their doubts were conquerable with support.
آنها متوجه شدند که تردیدهایشان با حمایت قابل غلبه است.
he views every problem as conquerable if approached wisely.
او هر مسئله را به عنوان قابل غلبه میبیند اگر به طور عاقلانه به آن پرداخته شود.
her optimism made the seemingly impossible tasks conquerable.
خوشبینی او باعث شد وظایف به ظاهر غیرممکن قابل غلبه شوند.
in the right mindset, failures are conquerable learning experiences.
با ذهنیت مناسب، شکستها تجربیات یادگیری قابل غلبه هستند.
he proved that personal limits are conquerable with effort.
او ثابت کرد که محدودیتهای شخصی با تلاش قابل غلبه هستند.
they learned that their past mistakes were conquerable lessons.
آنها متوجه شدند که اشتباهات گذشته آنها درسهای قابل غلبه بودند.
with the right tools, every challenge can be conquerable.
با ابزارهای مناسب، هر چالشی قابل غلبه است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید