conquerable

[ایالات متحده]/ˈkɒŋkərəbl/
[بریتانیا]/ˈkɑːŋkərəbəl/

ترجمه

adj. قابل تسخیر یا شکست خوردن

عبارات و ترکیب‌ها

conquerable spirit

روح تسخیرشدنی

conquerable challenges

چالش‌های تسخیرشدنی

conquerable fears

ترس‌های تسخیرشدنی

conquerable obstacles

مانع‌های تسخیرشدنی

conquerable goals

اهداف تسخیرشدنی

conquerable mountains

کوه های تسخیرشدنی

conquerable dreams

رویاهای تسخیرشدنی

conquerable limits

محدودیت‌های تسخیرشدنی

conquerable territory

سرزمین تسخیرشدنی

conquerable ambitions

جاه‌طلبی‌های تسخیرشدنی

جملات نمونه

the challenges we face are conquerable with teamwork.

چالش‌هایی که با آن‌ها روبرو هستیم با همکاری تیمی قابل غلبه هستند.

with determination, any obstacle becomes conquerable.

با اراده، هر مانعی قابل غلبه می‌شود.

she believes that fear is conquerable through practice.

او معتقد است که ترس با تمرین قابل غلبه است.

they found that their doubts were conquerable with support.

آن‌ها متوجه شدند که تردیدهایشان با حمایت قابل غلبه است.

he views every problem as conquerable if approached wisely.

او هر مسئله را به عنوان قابل غلبه می‌بیند اگر به طور عاقلانه به آن پرداخته شود.

her optimism made the seemingly impossible tasks conquerable.

خوش‌بینی او باعث شد وظایف به ظاهر غیرممکن قابل غلبه شوند.

in the right mindset, failures are conquerable learning experiences.

با ذهنیت مناسب، شکست‌ها تجربیات یادگیری قابل غلبه هستند.

he proved that personal limits are conquerable with effort.

او ثابت کرد که محدودیت‌های شخصی با تلاش قابل غلبه هستند.

they learned that their past mistakes were conquerable lessons.

آن‌ها متوجه شدند که اشتباهات گذشته آن‌ها درس‌های قابل غلبه بودند.

with the right tools, every challenge can be conquerable.

با ابزارهای مناسب، هر چالشی قابل غلبه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید