beatifies

[ایالات متحده]/bɪˈætɪfaɪz/
[بریتانیا]/biːˈætiˌfaɪz/

ترجمه

n. عمل تقدیس کردن کسی یا چیزی؛ حالت تقدیس شده بودن.
v. مقدس یا محترم کردن چیزی؛ اعلام کردن چیزی به عنوان مبارک یا مقدس.

جملات نمونه

the church beatifies the local saint.

کلیسا به مقامی قدیس محلی تقدیس می‌کند.

he believes that love beatifies the soul.

او معتقد است که عشق روح را زیباتر می‌کند.

many cultures beatify their heroes.

فرهنگ‌های بسیاری قهرمانان خود را تقدیس می‌کنند.

she beatifies her memories of childhood.

او خاطرات کودکی خود را زیباتر می‌کند.

the author beatifies the protagonist in the story.

نویسنده شخصیت اصلی داستان را زیباتر می‌کند.

art often beatifies the mundane aspects of life.

هنر اغلب جنبه‌های تکراری زندگی را زیباتر می‌کند.

his words beatify the importance of kindness.

کلمات او اهمیت مهربانی را زیباتر می‌کنند.

the documentary beatifies the struggles of the community.

مستند تلاش‌های جامعه را زیباتر می‌کند.

she beatifies her experiences through storytelling.

او تجربیات خود را از طریق داستان‌سرایی زیباتر می‌کند.

the festival beatifies the local traditions.

جشنواره به سنت‌های محلی تقدیس می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید