bedhead hair
ریش سر
messy bedhead
ریش سر بهم ریخته
bedhead and pajamas
ریش سر و لباس خواب
style bedhead
ریش سر شیک
bedhead chic
ریش سر شیک
ignore bedhead
نادیده گرفتن ریش سر
she woke up with serious bedhead this morning.
او این صبح با یک حالت موی نامرتب جدی از خواب بیدار شد.
he tried to tame his bedhead before heading to work.
او قبل از رفتن به سر کار سعی کرد حالت موی نامرتبش را رام کند.
bedhead can be a cute look if styled right.
حالت موی نامرتب میتواند یک ظاهر زیبا باشد اگر به درستی مدل شود.
after a long night, i couldn't help but have bedhead.
بعد از یک شب طولانی، نتوانستم از داشتن حالت موی نامرتب خودداری کنم.
she laughed about her bedhead in the mirror.
او در آینه در مورد حالت موی نامرتبش خندید.
bedhead is a common sight on lazy sunday mornings.
حالت موی نامرتب یک منظره رایج در یکشنبههای تنبل است.
he took a quick shower to fix his bedhead.
او برای رفع حالت موی نامرتبش دوش سریع گرفت.
she didn't care about her bedhead during the weekend.
او در طول آخر هفته به حالت موی نامرتبش اهمیتی نداد.
bedhead is often a sign of a good night's sleep.
حالت موی نامرتب اغلب نشانه ای از یک خواب خوب است.
he joked that his bedhead was his new hairstyle.
او شوخی کرد که حالت موی نامرتبش مدل موی جدیدش است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید