bedight

[ایالات متحده]/ˈbɛdɑɪt/
[بریتانیا]/ˈbɛdaɪt/

ترجمه

v تزئین یا آذین کردن
adj. تزئین شده یا آذین شده

عبارات و ترکیب‌ها

bedight in jewels

آراسته با جواهرات

bedight for battle

آماده برای نبرد

bedight with flowers

آراسته با گل‌ها

bedight with finery

آراسته با لباس‌های زیبا

جملات نمونه

the princess was bedight in a stunning gown.

ملکه در یک لباس خیره‌کننده پوشیده شده بود.

the room was bedight with beautiful flowers.

اتاق با گل‌های زیبا تزئین شده بود.

the festival was bedight with colorful lights.

جشن با نورهای رنگارنگ تزئین شده بود.

she was bedight with jewels for the gala.

او برای مهمانی با جواهرات تزئین شده بود.

the garden was bedight with blooming roses.

باغ با رزهای شکوفه تزئین شده بود.

the table was bedight with exquisite dishes.

میز با غذاهای نفیس تزئین شده بود.

the bride was bedight in a traditional dress.

عروس با لباس سنتی تزئین شده بود.

the event was bedight with lively music.

این رویداد با موسیقی پرانرژی تزئین شده بود.

the hall was bedight with elegant decorations.

تالار با دکوراسیون مجلل تزئین شده بود.

the celebration was bedight with festive cheer.

جشن با شادی جشن تزئین شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید